حمله به مادران در روز عید قبان در پارک لاله

28 11 2009

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،مادران عزادار علیرغم حضور تعدادی از نیروهای سرکوبگر و پرتاب گاز اشک آور و برخورهای توهین آمیز و غیر انسانی ، تجمع اعتراضی خود را از میدان آب نمای پارک لاله به خیابانهای تهران کشاندند و در حین راه پیمائی شروع به خانواندن سرود ای ایران و یار دبستانی نمودند.

مادران عزادار از ساعت 17:00 در پارک حضور داشتند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شد . ساعت 17:15 دقیقه اقدام به راه پیمائی به دور میدان آب نما نمودند که با برخورد وحشیانه نیروهای ولی فقیه مواجه شدند و از ادامه راه پیمائی آنهادر پارک ممانعت گردیدد.ولی مادران قهرمان و دختران جوان شرکت کننده در این حرکت اعتراضی ،راه پیمائی خود را از پارک لاله بسوی خیابان کارگر و 16 آذر و بلوار گشاورز به مسافت طولانی ادامه دادند.

مادران و دختران جوان راه پیمائی خود را به خیابانهای تهران کشاندند. آنها با روشن کردن شمع و خواندن سرود ای ایران و یاردبستانی در خیابانها به اعتراضات خود ادامه دادند. ماشینها با مشاهدۀ راه پیمائی اعتراضی مادران به حمایت از آنها اقدام به بوق زدند می کردند و تعدادی از عابرین پیاده به حرکت اعتراضی مادران پیوستند.

درست از روز بعد از انتخابات هر هفته مادران . بعد از ظهرهای شنبه به پارک لاله می آمدند . این هفته هم مانند هفته های گذشته بود اما :
تعداد مادران و دختران جوانی که در راه پیمائی امروز شرکت داشتند به بیش از 150 نفر تخمین زده می شد.

نیروهای سرکوبگر انتظامی و لباس شخصی حوالی ساعت 17:45 دقیقه برای متفرق کردن مادران اقدام به پرتاب گاز اشگ آور نمودند که تعدادی از مادران دچار ناراحتی تنفسی شدند. ولی مادران قهرمان با خواندن سرود به اعتراضات خود ادامه دادند و به اعمال سرکوبگران توجهی نکردند. رفتار نیروهای سرکوبگر با مادران و دختران جوان توهین آمیز و وحشیانه بود . این راه پیمائی تا حوالی ساعت 18:00 ادامه داشت.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
07 آذر 1388 برابر با 28 نوامبر2009





همه یاران سبز در کنار چریک پیر بهزاد نبوی

28 11 2009

چريك پير با اشاره به 800ميليون وثيقه براي مرخصي ده روزه‌اش گفت:«اگر هتل 7ستاره هم مي رفتم اينفدر پول خرح نمي‌شد، آقايان شب قبل آزادي از من خواستند تا امضاء دهم كه فعاليت‌هاي سياسي و مصاحبه‌هاي خود را تا دادگاه تجديدنظر كنار بگذارم.

خيابان سرو شرقي روز عيد قربان شاهد رفت وآمدهاي ياران انقلاب براي ديدار با بهزاد نبوي يكي از قرباني‌هاي انتخابات 22خرداد بود

به گزارش پايگاه خبري-راهبردي سلام، منزل كوچك بهزاد نبوي آنقدر شلوغ شده بود كه جا براي نشستن نبود از زنگنه و حجتي تا عبدالله نوري و حبيب‌الله پيمان‏ همه بودند و يكي از حضار به طنز گفت كه اي كاش آقاي نبوي با پول‌هاي پتروپارس يك خانه بزرگتر مي خريدند!!!

بهزاد نبوي با اينكه لاغر و نحيف شده بود اما لبخند هميشگي اش را همراه داشت و وقتي روبوسي و خوش‌آمدگويي‌هاي‌اش با ميهمان‌ها تمام شد اولين جمله اي كه به عنوان درد دل گفت و سوزي از درون داشت اين بود كه؛«من بگويم در زندان كجا بودم؟ در زندان رژيم ستمشاهي بودم؟چه بگويم؟آن آقايان شده‌اند مدافع نظام، انقلاب و امام و من و امثال من شده‌ايم ضد نظام؟» اينجا بود كه حبيب الله پيمان گفت:«آقاي نبوي مهم اين است كه ملت ايران شما را مجرم نمي‌داند.» و مهندس زنگنه هم به طنز گفت كه‎؛ نگران جرم بند آوردن ترافيك شما بودم چون فكر كنم 15سالي حبس داشت و بهزاد در پاسخ بيان كرد كه گويي از اين يك جرم تبرئه شده است.

چريك پير با اشاره به 800ميليون وثيقه براي مرخصي ده روزه‌اش گفت:«اگر هتل 7ستاره هم مي رفتم اينفدر پول خرح نمي‌شد، آقايان شب قبل آزادي از من خواستند تا امضاء دهم كه فعاليت‌هاي سياسي و مصاحبه‌هاي خود را تا دادگاه تجديدنظر كنار بگذارم و با احزاب و گروه‌ها تماس نگيرم من هم نپذيرفتم وقتي معامله جوش نخورد 10روز مرخصي دادند،»

وي درخصوص اسناد محرمانه‌اي كه مي‌گويند از منزل‌اش كشف شده گفت:«مثلا گزارشي را كه يكي از مديران تاسيسات دريايي در دوران مسوليتم درباره پيشرفت كار به من داده بود را اسناد محرمانه مي دانند، خب من بايد آن را چه كار مي كردم؟بايد گزارشي كه آن شخص داده بود به شخص من، به چه سازمان يا نهادي تحويل مي‌دادم؟، يا برگه خبري كه خودم كنار آن نوشته بودم محرمانه را و به تعدادي از دوستان براي مطالعه داده بودم را مي گويند اسناد محرمانه؛ گفتم اين محرمانه نيست من خودم كنارش نوشته‌ام محرمانه!!! براي اينكه به هركسي ندهند.»

در اين ديدار كه اعضاي شوراي سياستگذاري سايت سلام نيز حضور داشتند بهزاد نبوي از صادر شدن احكام دستگيري آنها در 19خرداد خبر داد و گفت:« 19خرداد يعني چند روز قبل از انتخابات 22خرداد و به دستور يك نهاد امنيتي احكام دستگيري را صادر كرده بودند و مثلا حضور بيست دقيقه‌اي من در راهپيمايي 25خرداد جرم من بود.»

نبوي در حالي در تمام طول اين ديد وبازديدها لبخند بر لب داشت كه طي روزهاي آينده بايد قلب خود را كه براي جمهوري اسلامي و اصلاحات مي تپد بار ديگر به دست جراحان بسپارد.

عبدالله نوري، حجتي، خسرو تهراني، حبيب الله پيمان، مرضيه مرتاضي لنگرودي، مادر سهراب اعرابي، حجه الاسلام مقدم، مرتضي مبلغ و تعدادي ديگر از فعالين سياسي و اصحاب رسانه حضور داشتند.









آماده سازی جامعه به دست شما مقدور است . 16 آذر سبز به دست شما سبز خواهد شد

28 11 2009





رفسنجانى اعلام كرد:ميليونها نفر به خيابان آمدند و ديگر به خانه باز نخواهند گشت

28 11 2009


رفسنجانى اعلام كرد سه و نيم ميليون نفر از مردم برای تظاهرات علیه رژیم به خيابانها آمدند و ديگر به خانه هايشان بر نمى گردند.

اين مطلب را زاكانى از نمايندگان مجلس رژیم و از اعضاى كميته شش نفره كه با رفسنجانى و نامزدهای انتخابات اخير به منظور چاره جويى بحران ملاقات كرده اند، فاش كرده و از جمله در سايت آينده نیوز متعلق به پسر رفسنجانى منعكس شده است.

زاكانى گفت، هاشمى در آن جلسه چنين گفت كه شرايط جامعه سخت شده است و اكنون دانشجويان به جاى روحانيت به گروههاى مرجع جامعه تبديل شده اند، اين سه و نيم ميليونى كه به خيابان آمده اند، دیگر به خانه هايشان بر نمى گردند و بهتر است كه خودمان به خواسته هاى آنها عمل كنيم.





علامه جوادی آملی هم در حرکتی اعتراضی از امامت جمعه قم کناره گیری کرد

27 11 2009


آیت‌الله جوادی‌آملی در خطبه‌های امروز نماز جمعه قم از مردم عذرخواهی و سپس خداحافظی كرد.

به گزارش ایلنا، آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی امروز در خطبه‌های نماز جمعه قم با بیان اینکه امروز آخرین نماز جمعه را اقامه می‌کنم، گفت: ائمه جمعه دو سمت مهم روحانیت را بر عهده دارند که یکی رهبری قافله است در سیر و سفر من الخلق الی الحق و دیگری پیام آور دستورات الهی است. وی افزود: اگر تقصیری در این برنامه‌ها بوده از همگان عذر خواهی می‌کنم. در موضوع سفر اول کسی که امام جمعه شد دیگران ساکت بوده و امام جمعه سخن آنها را بیان می‌کند. امام جمعه قم خاطرنشان کرد: امام جمعه به محراب عبادت رفته و دیگران ساکت می‌شوند و او بیان می‌کند که خداوندا ما تو را می‌پرستیم و از تو مدد می‌جوییم.

آیت‌الله جوادی‌آملی اظهارداشت: مردم ما مشکل دارند و باید مشکلات خود را با پناه بردن به نماز رفع کنند و در نماز جماعت و جمعه ائمه جمعه این را بیان می‌کنند که اگر درست این مطلب را برسانند حاجت مردم رفع شده و اگر درست بیان نشود مشکلات مردم رفع نمی‌شود. وی تاکید کرد: در خطبه‌ها باید از آیات و روایات سخن به میان آید و اگر این موضوع با اخلاص بیان شود و حرف از دل طیب بیرون آید دل‌ها طیب می‌شود. امام جمعه قم گفت: باید از مقام معظم رهبری، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه، ائمه جمعه قم، نمازگزاران، ستادبرگزاری نماز جمعه قم، آستانه مقدسه حرم حضرت معصومه(س) و تمامی نیروهای حافظ انقلاب تقدیر و تشکر می‌کنم.

آیت‌الله جوادی‌آملی در ادامه با اشاره به سفر معنوی حج حجاج و بیان اینکه این سفر سراسر معنویت و وحدت است و کعبه نیز عاملی برای وحدت میان مسلمانان خواهد بود، ادامه داد:پیام مقام مظم رهبری نیز که در این راستا قرائت شد سراسر وحدت و محبت بود که بسیار با اهمیت است. امام جمعه قم در بخشی دیگری از سخنان خود به ماه ذی‌الحجه اشاره کرد و گفت: این ماه از فضیلت بسیاری برخوردار است و باید قدر این ماه را بدانیم.

آیت‌الله جوادی‌آملی با اشاره به برگزاری دعای عرفه گفت: دعای عرفه امام حسین(ع)نیز از اهمیت خاصی برخوردار است که باید به واژه‌های این دعا توجه داشته و این روز بهترین روز برای دعا کردن است. وی افزود: معنای دعا خواندن بیان صفات اسما‌ء الحسنی خداوند است و زمانی که دعا می‌خوانیم از خداوند می‌خواهیم که مظهر آن دعا را به ما نیز عطا کند.

امام جمعه قم با بیان اینکه باید در مورد این دعا بحث و مباحثه کافی صورت گیرد تا حقش ادا شده و بعد آن را قرائت کنیم،تصریح کرد: در قرائت این دعا ما وظیفه داریم تا برای رهبری، کشور و مردم دعا کنیم و این جزو برجسته‌ترین صفات دعا است. وی با بیان اینکه جوانان ما باید خدا را شاکر باشند که در این زمان زندگی می‌کنند گفت: امروز درب‌های جهنم بسته است و اگر جوانی بخواهد گناه کند و وارد جهنم شود باید با فشار اقدام به چنین کاری کند.

امام جمعه قم در ادامه با اشاره به عید سعید قربان و عاینکه ید قربان نیز از اعیاد اسلامی است که دارای خصوصیات بسیاری بوده و باید به آن توجه اساسی داشته باشیم، یادآور شد: قربانی کردن در این روز از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید این سنت مهم را در جامعه احیا کرد. وی افزود: اجازه ندهید تا سنت‌های این روز که قربانی کردن و همچنین اقامه نماز است فراموش شود.

امام جمعه قم در پایان به هفته بسیج اشاره کرد و گفت: بسیج دارای ویژگی‌های بسیاری است و به دستور امام خمینی نیز بنا نهاده شده است. وی اظهارداشت: این نیروی با اخلاص در زمان دفاع مقدس توانسته است با فداکاری از جان خود گذشته و در دفاع از میهن تلاش کند. آیت‌الله جوادی‌آملی افزود: باید قدر این نیرو را دانسته و حق‌شناس باشیم و بسیج نیز در مسیر اصلی خود حرکت کند.





میرحسین موسوی و زهرا رهنورد امروز با حضور در بیمارستان خاتم الانبیاء به عیادت چریک پیر اصلاحات رفتند

27 11 2009


ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد از جمله چهره هاي سياسي بودند كه امروز براي عيادت نبوي به بيمارستان خاتم الانبيا رفتند.

به گزارش جرس، بهزاد نبوي عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم‌اكنون در بيمارستان خاتم‌الانبياء تحت درمان پزشكان معالج قرار دارد.

در پي بروز برخي شايعات در خصوص بهزاد نبوي و آزادي وي صالح نيكبخت به ايلنا گفت: “بامداد امروز با تبديل قرار بازداشت به وثيقه موافقت شد و قانونا نبوي آزاد مي‌باشد و امروز نيز گروه كثيري از مردم و دوستان وي براي عيادت از او به بيمارستان خاتم‌الانبياء آمدند.” وكيل نبوي در خصوص علت ماندن موكلش در بيمارستان خاطر نشان كرد: “پزشكان معالج نبوي براي موكلم يك عمل جراحي در اوايل هفته آينده تجويز كردند و طبق نظر پزشكان وي از بيمارستان خارج نشده تا در اين مركز درماني تمهيدات لازم براي جراحي او صورت گيرد و به همين دليل در بيمارستان خاتم‌الانبياء مانده است و هر گونه اظهارنظر ديگر در خصوص علت ماندن وي در بيمارستان خلاف واقع است.”

صالح نيكبخت درباره ميزان وثيقه نبوي نيز گفت:” ميزان وثيقه براي آزادي نبوي 8ميليارد ريال است.” گفتني است بهزاد نبوي از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و وزير صنايع سنگين دولت ميرحسين موسوي است كه در كارنامه فعاليت‌هاي اجرايي خود حضور در مجلس و رئيس سازمان بسيج اقتصادي را دارد.

وي در تاريخ 26 خرداد ماه بازداشت شد.





رهبر جمهوري اسلامي ايران بعد از سقوط رژیم

26 11 2009





فراخوان برای الله اکبر در شب 16 آذر

26 11 2009


فیس بوک مهندس موسوی از تمامی ملت ایران دعوت کرد تا در شب 16 آذر ماه ساعت 22 پشت بامها الله اکبر بگویند. این اقدام از یک سو نشانه همراهی مردم با دانشجویان و حمایت از این قشر فرهیخته و مبارز است و از سوی دیگر نوعی اطلاع رسانی به مردم است تا مطلع شوند و فردای آن شب با عزم بیشتر و جمعیتی انبوه به خیابانها بیایند. لطفا اطلاع رسانی کنید. رسانه شمایید.





میر حسین موسوی تیر خلاص را به خامنه ای و بسیج زد: قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد.

26 11 2009


بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.

علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.

و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.

اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.

اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟

و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین

به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.

اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.

اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.

ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.

بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟

بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ ارض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم

و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۰۴





تحصن، اعتصاب غذا و فضاي امنيتي در دانشگاه بين المللي قزوين

25 11 2009

ر پي احضار و بازداشت سه تن از دانشجويان دانشگاه بين المللي قزوين، دانشجويان اين دانشگاه امروز در اعتراض به بازداشت همكلاسي هايشان دست به تجمع و اعتصاب غذا زدند.

به گزارش خبرنامه اميركبير با گذشت يك روز و بي خبري مطلق از وضعيت فرهاد فتحي، پيام حيدر قزويني و سعيد سكاكيان 3 دانشجوي دانشگاه بين المللي قزوين، دانشجويان اين دانشگاه كه از آزادي هم كلاسي هاي خود نا اميد شده بودند از ساعت 11:30 صبح امروز اقدام به اعتصاب غذا و تحصن در سكوت كردند. ولی فشارها و تهدید های وارده به چند تن از دانشجويان از سوی وزارت نيروهاي امنيتي، باعث شد که دانشجویان در حمایت از دانشجویان و تمامی زندانیان سیاسی شروع به سر دادن شعار کنند .

پیگیری های مدام برخی از دانشجویان و رایزنی هایشان با ریاست و مسئولین دانشگاه به هیچ جایی نرسید . دکتر آل بویه ریاست دانشگاه بین المللی قزوین عملا از وظیفه ی خود که امنیت دانشجویان و فضای آرام است شانه خالی کرد و مسئولین دیگر نیز با جواب ندادن تلفن همراه خود و یا جواب های بی ربط سعی در سلب مسئولیت از خود داشتند . این در حالی است که یکی از مسئولین دانشگاه با بی شرمی اعلام کرد :” تحصن بی فایده است، آنها تا دو ماه دیگر بیرون نمی آیند در حالی که من معتقدم باید اعدام بشوند “. محیط دانشگاه باز فضایی امنیتی را تجربه می کند و با حضور نیروهای امنیتی و رژه رفتنشان سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند و با تهدید های تلفنی سعی در تضعیف روحیه و تضعیف استقامت و پایداری داشتند .

این در حالی است که نیروهای امنیتی وابسته به دولت در سلف دانشگاه برای بر هم زدن اعتصاب طرح ایتام راه انداختند و با پیشنهاد نرخ های بالا سعی در بر هم زدن اعتصاب داشتند.

مراجع قضایی هم در پاسخ به خانواده های دانشجویان در بند اظهار بی اطلاعی می کنند. خانواده یکی از دانشجویان در بند در این رابطه گفت :” دادسرا اظهار بی اطلاعی می کند و ستاد خبری اطلاعات توصیه کرده است در فکر سند باشند .”

این تحصن همچنان با وجود سردی بیش از حد هوا در مسجد دانشگاه ادامه دارد.