گردباد زیر پوست شهر !

8 11 2009

نوشته اي از:گرد باد زير پوست شهر

کاوه روشنگر زاده از تهران

روند رویدادها در ایران چنان شتاب گرفته که آدمی به دشواری می تواند روی موضوعی خاص متمرکز شود . این البته چیزی نیست که بشود در روزهای معمولی در خیابان ها گشت زد و دید . نگاهی نکته سنج باید تا آنچه را در زیر پوست شهر می گذرد ، واکاوی کند . چرا که شهر به ظاهر در روزهای غیرمناسبتی آرام و شاید حتا اندکی خلوت تر از روزهای پیش در سالهای پیشین به نظر می آید . مثلا اگر در این روزها که میانه روزهای ماه است سری بزنید به بانک ها که به طور معمول باید شلوغ و پر آمد و شد باشند ، می بینید که کارمندان با حوصله سرگرم گپ و گفت های روزانه ، گاهی پچ پچ های معنا دار و بعضی هم سرگرم نوشیدن چای و از این دست کارها هستند . با خود می گویی چه شده که بانک ها هم بی مشتری مانده اند ؟

بماند که در سالهای اخیر بیش از هر صنف دیگری ، بانک ها در لا به لای مغازه ها سر برآورده اند و از دولتی و خصوصی ، شعبه در کنار شعبه راه انداخته اند .

در کشوری که اقتصادش ویران است و در آن تولید نیست و اسکناس بی پشتوانه دست به دست می شود و کسب و کار غیر قانونی رواج دارد (از فعالیت مافیا ها و پولهای خارج از شمارشان گرفته تا پولهای بادآورده از راه فروش همه چیز ( ! ) و حتا جزیی و اندک همچون رشوه و غیره) باید که فقط بانک ها اماکنی پر رفت و آمد باشند . ولی همانگونه که گفته شد این روزها حتا آن ها هم وقت زیاد دارند برای خاراندن سرشان . چرا که گرانی کمر شکن ، چنان مردم طبقه متوسط را – که عمده ترین دارندگان حساب به لحاظ تعداد هستند – دچار کمبود ذخیره مالی کرده است که نیازی به داشتن حساب در بانک ندارند . مافیاها هم که تلفنی کارشان را راه می اندازند .

این روزها دولت زیر سایه حکومت دینی ، چنان تسمه از گرده ها کشیده که جیب ها یکسره خالیست ، چه رسد به حساب های ناچیز افراد معمولی .

این است که شهر به ظاهر آرام است . آرامشی که فقط روی پوست شهر دیده می شود . زیر پوست همین شهر ، دم به دم توفانی در حال سربرآوردن است . گردبادی کوچک که پیش آمده و همچنان می آید . این گردباد در طول روزها و مسیری که دارد می پیماید ، هر آن سنگین تر می شود . مردم خاموش ، چشم به افق پیش رو دارند و نیرو گرفتن این گردباد را نظاره گرند . حکومت هنوز نمی داند چه چرخنده بادی در پیش است و چه خرده هایی عظیمی به چشم اش فرو خواهد رفت و تومار هستی اش چگونه در هم خواهد پیچید .

فعلا بانک ها کار می کنند . همین موجب دلخوشی حکومت است . ولی با توجه به طرح ها و برنامه های مشترک المنافع باند « سید علی و بیت اش » و « محمودک و هیات همراه » که به مرحله اجرا گذاشته اند و از جمله حذف یارانه ها ( که به دروغ ، هدفمند کردن یارانه ها نام گرفته است ) ، دیر و دور نیست که کرکره بانک ها هم پایین کشیده شوند و شهر از این سکوت معنادار پیش از توفان ، رها گردد .

توفان همه شهر را در خواهد نوردید . بانک ها بسته خواهد شد . روشن است . ولی مردم چشم به راه تعطیلی حکومت اند . آن هم پیش روست !

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: