فراخوان برای الله اکبر در شب 16 آذر

26 11 2009


فیس بوک مهندس موسوی از تمامی ملت ایران دعوت کرد تا در شب 16 آذر ماه ساعت 22 پشت بامها الله اکبر بگویند. این اقدام از یک سو نشانه همراهی مردم با دانشجویان و حمایت از این قشر فرهیخته و مبارز است و از سوی دیگر نوعی اطلاع رسانی به مردم است تا مطلع شوند و فردای آن شب با عزم بیشتر و جمعیتی انبوه به خیابانها بیایند. لطفا اطلاع رسانی کنید. رسانه شمایید.





میر حسین موسوی تیر خلاص را به خامنه ای و بسیج زد: قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد.

26 11 2009


بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.

علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.

و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.

اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.

اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟

و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین

به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.

اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.

اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.

ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.

بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟

بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ ارض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم

و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۰۴





تحصن، اعتصاب غذا و فضاي امنيتي در دانشگاه بين المللي قزوين

25 11 2009

ر پي احضار و بازداشت سه تن از دانشجويان دانشگاه بين المللي قزوين، دانشجويان اين دانشگاه امروز در اعتراض به بازداشت همكلاسي هايشان دست به تجمع و اعتصاب غذا زدند.

به گزارش خبرنامه اميركبير با گذشت يك روز و بي خبري مطلق از وضعيت فرهاد فتحي، پيام حيدر قزويني و سعيد سكاكيان 3 دانشجوي دانشگاه بين المللي قزوين، دانشجويان اين دانشگاه كه از آزادي هم كلاسي هاي خود نا اميد شده بودند از ساعت 11:30 صبح امروز اقدام به اعتصاب غذا و تحصن در سكوت كردند. ولی فشارها و تهدید های وارده به چند تن از دانشجويان از سوی وزارت نيروهاي امنيتي، باعث شد که دانشجویان در حمایت از دانشجویان و تمامی زندانیان سیاسی شروع به سر دادن شعار کنند .

پیگیری های مدام برخی از دانشجویان و رایزنی هایشان با ریاست و مسئولین دانشگاه به هیچ جایی نرسید . دکتر آل بویه ریاست دانشگاه بین المللی قزوین عملا از وظیفه ی خود که امنیت دانشجویان و فضای آرام است شانه خالی کرد و مسئولین دیگر نیز با جواب ندادن تلفن همراه خود و یا جواب های بی ربط سعی در سلب مسئولیت از خود داشتند . این در حالی است که یکی از مسئولین دانشگاه با بی شرمی اعلام کرد :» تحصن بی فایده است، آنها تا دو ماه دیگر بیرون نمی آیند در حالی که من معتقدم باید اعدام بشوند «. محیط دانشگاه باز فضایی امنیتی را تجربه می کند و با حضور نیروهای امنیتی و رژه رفتنشان سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند و با تهدید های تلفنی سعی در تضعیف روحیه و تضعیف استقامت و پایداری داشتند .

این در حالی است که نیروهای امنیتی وابسته به دولت در سلف دانشگاه برای بر هم زدن اعتصاب طرح ایتام راه انداختند و با پیشنهاد نرخ های بالا سعی در بر هم زدن اعتصاب داشتند.

مراجع قضایی هم در پاسخ به خانواده های دانشجویان در بند اظهار بی اطلاعی می کنند. خانواده یکی از دانشجویان در بند در این رابطه گفت :» دادسرا اظهار بی اطلاعی می کند و ستاد خبری اطلاعات توصیه کرده است در فکر سند باشند .»

این تحصن همچنان با وجود سردی بیش از حد هوا در مسجد دانشگاه ادامه دارد.







ده نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه‏نصير به کميته انضباطی احضار شدند

25 11 2009


در پی اعتراضات روزهای اخير دانشجويان دانشگاه خواجه نصير نسبت به تداوم بازداشت غيرقانونی «علی پرويز» و «سهيل محمدی» دیروز ده نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به کميته انضباطی احضار شدند.

به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، ‎از این دانشجویان خواسته شده است تا برای ارائه توضیحاتی پیرامون اتهاماتی نظیر شرکت در تجمعات اعتراضی، تحریک سایر دانشجویان به شرکت در تجمع، مشارکت در اعتصاب غذا، بر‏هم‏زدن نظم دانشگاه و فعالیت‏های سیاسی در انجمن دانشگاه در کمیته حاضر شوند.

این در حالی‏است که منابع آگاه از صدور احکام سنگین انضباطی پیش از حضور این دانشجویان در کمیته و دفاع در برابر اتهامات وارده خبر می‏دهند. بر اساس تهدیدهای صورت‏گرفته احتمال می‏رود که تعداد دیگری از دانشجویان نیز در روزهای آینده به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار خواهند شد.

گفتنی است با گذشت 22 روز از بازداشت «علی پرویز» وضعیت پرونده وی هم‏چنان نامشخص است. از طرف دیگر با وجود تعیین قرار وثیقه برای «سهیل محمدی» هنوز دستور تامین مبلغ وثیقه به خانواده وی ابلاغ نشده است.





ارائه پيش نويس قطعنامه تازه عليه برنامه هسته اى ايران در آژانس

25 11 2009

ديپلمات ها روز سه شنبه اعلام كردند، قدرت هاى جهانى پيش نويس قطعنامه تازه اى را به آژانس بين المللى انرژى اتمى ارائه کرده اند كه بر اساس آن از ايران خواسته شده است تا هدف از ساخت تاسيسات مخفى هسته اى در نزديكى قم را روشن كرده و تاييد كند كه مراكز اتمى مخفى ديگرى ندارد.

اين پيش نويس كه از سوى كشورهاى آمريكا، روسيه، چين، فرانسه، بريتانيا و آلمان پشتيبانى مى شود قرار است در نشست آتى شوراى حكام آژانس بررسى شود. اين نشست از روز پنجشنبه کار خود را آغاز مى کند.

به گزارش خبرگزارى رويترز، حمايت روسيه و چين از اين پيش نويس مى تواند گامى مهم تلقى شود، چرا كه اين دو كشور از ماه ها پيش از اتخاذ موضعى سختگيرانه و يكپارچه عليه ايران در نشست هاى شوراى حكام و شوراى امنيت سازمان ملل خودداری كرده اند.

پكن و مسكو همچنين با تشديد تحريم ها عليه جمهورى اسلامى ايران به دليل فعاليت هاى هسته ايش مخالفت كرده اند.

هنوز مشخص نيست كه آيا پيش نويس یاد شده از سوی كشورهاى عضو شوراى حكام تاييد خواهد شد يا نيمى از اعضاى آن كه از كشورهاى در حال توسعه هستند با چنين اقدامى مخالفت خواهند كرد.

در صورتى كه اين پيش نويس تاييد شود اين نخستين قطعنامه آژانس بين المللى انرژى اتمى عليه ايران ظرف چهار سال گذشته خواهد بود.

اين گزارش مى افزايد كه در صورت به تصويب نرسيدن پيش نويس ياد شده، شش كشور طرف مذاكره با ايران به صدور يك بيانيه ساده عليه برنامه اتمى تهران اكتفاء كنند.

آژانس در گزارش هفته گذشته خود اعلام كرد كه آشكار شدن تاسيسات غنى سازى جديد ايران در فردو از اعتماد به اينكه ايران مراكز ديگر مخفى اتمى ندارد كاسته است.

بیشنر بخوانید:
بازديد بازرسان آژانس از مركز اتمى «فردو» براى دومين بار
آمريكا: ايران از انجام کامل تعهدات هسته اى خود طفره می رود
به گفته ديپلمات هاى نزديك به آژانس كه نخواست نام شان فاش شود، پيش نويس قطعنامه ارائه شده توسط قدرت هاى بزرگ، از ايران مى خواهد تا در يك ظرف زمانى مشخص جزئيات مربوط به هدف اصلى از ساخت اين مركز اتمى و طراحى آن را فاش سازد.

يک ديپلمات ارشد به خبرگزارى رويترز گفته است: «در نشست هفته گذشته گروه پنج به علاوه يك در بروكسل اتفاق نظر وجود داشت كه آشكار سازى (فردو) يك تحول جدى تازه است» كه نيازمند توجه ويژه از سوى آژانس است.

آخرين قطعنامه تصويب شده از سوى شوراى حكام آژانس به فوريه سال ۲۰۰۶ باز مى گردد كه به دليل امتناع ايران از تعليق غنى سازى اورانيوم، عدم اجازه كامل به بازرسان براى دسترسى به تاسيسات اتمى اين كشور و انجام تحقيقات، پرونده هسته اى تهران به شوراى امنيت سازمان ملل فرستاده شد.

تاسيسات فردو

ايران به آژانس بين المللى انرژى اتمى گفته است كه تاسيسات جديد غنى سازى اين كشور از سال ۲۰۱۱ و با ظرفيت سه هزار دستگاه سانتريفوژ آغاز به كار خواهد كرد و هدف آن توليد سوخت كم غنى شده براى مصارف صلح آميز است.

اين مركز در ۲۰ كيلومترى شمال شهر قم و در دل كوه قرار دارد و از سوى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اداره مى شود.

به گفته تهران، تاسيسات فردو به عنوان پشتيبان مركز اتمى بزرگ نطنز است كه در صورت بمباران احتمالى از سوى «دشمنان ايران»، كار غنى سازى اورانيوم را ادامه خواهد داد.

تحليلگران غربى گفته اند كه مركز اتمی فردو آن قدر كوچك است كه از آن تنها مى توان براى توليد اورانيوم به منظور ساخت سلاح هسته اى استفاده كرد.

تاسيسات غنى سازى براى مصارف مسالمت آميز نيازمند داشتن هزاران سانتريفوژ فعال هستند تا بتوان سوخت لازم براى نيروگاه هاى اتمى را تامين كرد.

جمهورى اسلامى ايران در ماه سپتامبر در نامه اى به آژانس بين المللى انرژى اتمى براى نخستين بار از وجود اين مركز اتمى خبر داد كه به گفته اين كشور، از دو سال پيش ساخت آن اغاز شده است.

اين در حالى است كه محمد البرادعى، مدير كل آژانس، در گزارش خود در باره تاسيسات فردو اعلام كرد، اين نهاد شواهدى در دست دارد كه نشان مى دهد ساخت مركز اتمى ياد شده در سال ۲۰۰۲ آغاز شده ولى در سال ۲۰۰۴ فعاليت ها در آن متوقف شده است.

آقاى برادعى افزوده است: با اين حال، ايران در سال ۲۰۰۶ بار ديگر ساخت و ساز در اين تاسيسات را از سر گرفته است.





گزارش بازداشت دانشجويان طی آبان ماه؛ بازداشت ۶۰ دانشجو در يک ماه، اميرکبير

25 11 2009

شايد اگر يک سال پيش چنين گزارشی نوشته می شد باورش برای همگان سخت بود و عده ای نمی پذيرفتند که بازداشت ها به اين حد گسترده و پرتعداد باشد. اما ۲۲ خرداد همه چيز را تغيير داده است و امروز حاکميت دستپاچه و سراسيمه به نيروهای امنيتی خود مجوز هر اقدامی را داده است. مجوزی که جز معنای برخورد و سرکوب و بازداشت و شکنجه ندارد.

به گزارش خبرنامه اميرکبير با نزديک شدن به ۱۶ آذر، روز دانشجو، فشارها بر دانشجويان شدت يافته و با احتمال برگزاری تجمعات و اعتراضات دانشجويی پيش بينی می شود که تا روزهايی پس از ۱۶ آذر نيز اين بازداشت ها ادامه يابد. اما در سال ۸۸ به رغم بازداشت های گسترده، بازداشت ها بوی دانشجويی نمی دادند و پرشمار دانشجويان بازداشت شده خرداد و تابستان ۸۸ هم در جريان بازداشت سبزها قرار می گرفتند.
۱۳ آبان کم کم به شدت تاثير دانشجويان در روند اعتراضات گسترده عليه حاکميت افزود و نزديکی به ۱۶ آذر نيروهای سرکوب را بر آن داشت تا نگاهی جدی تر به دانشگاه ها داشته باشند. بازداشت ها از چند روز قبل از ۱۳ آبان در دانشگاه های مختلف شروع شد. از ابتدای مهرماه با موج گسترده احضاهای کميته انضباطی و حراست و حتی وزارت اطلاعات، دانشجويان به سکوت فراخوانده شده بودند و تعليق و اخراج نيز اتفاقی عادی در بسياری دانشگاه ها شده بود تا دانشگاه ها را به محيطی آرام برای دانشجويان تبديل نمايد. به جز بازداشت ها و احضارهای پراکنده در ۲ هفته اول آبانماه بايد بازداشت های دانشجويی را از ۱۳ آبان پی بگيريم. بازداشت هايی که در هفته گذشته شدت گرفته و آينده اش نيز روشن نيست.

در دانشگاه خواجه نصير، علی پرويز و سهيل محمدی يک روز قبل از ۱۳ آبان بازداشت شدند. اين دو فعال دانشجويی پس از حضور صفار هرندی در دانشگاه و اعتراضات دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به سخنان هتاکانه وی با يورش ماموران امنيتی به منازلشان بازداشت شدند و ادامه بازداشت آنان همچنان هر روز اعتراضات دانشجويی را در اين دانشگاه در پی داشته است. اعتراض های دانشجويان دانشگاه خواجه نصير و اين بازداشت ها در حالی صورت گرفته است که رسانه‌های حاکميت اظهار داشتند که صفارهرندی بدون هيچ گونه مشکلی در دانشگاه سخنرانی کرده است.

در دانشگاه مازندران، ۵ دانشجوی اين دانشگاه با شکل گيری تجمع ۱۲ آبان در دانشگاه بازداشت شدند. اشکان ذهابيان برای هشدار ۱۰ آبان ماه و سياوش رضاييان ۱۱ آبان بازداشت شدند. رضائيان يک روز بعد آزاد و برای بار دوم در ۱۵ آبان بازداشت شد. بهنام فرازمند، زاوش گرايلی و مهدی داوديان بعد از تجمع بازداشت شدند.

در اصفهان علی مشمولی در جريان اعتراضات مردمی ۱۳ آبان با يورش نيروهای امنيتی به منزلش بازداشت شد. علی مشمولی طی هفته جاری آزاد شد. امين وطانی دانشجوی دانشگاه صنعتی شريف نيز دوشنبه شب ۱۱ آبان با يورش نيروهای امنيتی بازداشت شده و به مکان نامعلومی انتقال داده شده بود. وی هفته گذشته از زندان آزاد شد.

ياشار دارالشفا دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و دبير سابق تشکل اصلاح طلب دانشگاه قزوين نيز طی ماه آبان بازداشت و آزاد شد. مرتضی اسدی دانشجوی دانشگاه علامه نيز در ۱۶ آبان بازداشت شد و از وضعيت وی اطلاعی در دست نيست.

پلی تکنيکی ها هم بازداشتی داشتند اما اينبار از تفرش شروع شد. ۷ دانشجوی پلی تکنيک واحد تفرش با اعلام برگزاری تجمعی در روز ۱۳ آبان در روز ۱۱ آبان بازداشت شدند. به گزارش خبرنامه اميرکبير، حميد عظيمی، محمد اسعدی، سعيد قاسمی، امين عربی، علی مطلبی، کورش يکان و محسن ادبی پور توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند و چند روز بعد نيز با بازداشت محسن پريزاد، سياوش بيگ مديان، ايزد جابری و مسعود مرادی شمار تفرشی های پلی تکنيک به ۱۱ رسيد. پويا شريفی دانشجوی کارشناسی ارشد پلی تکنيک و دانشجوی کارشناسی دانشگاه علم و صنعت نيز که در ستاد ميرحسين در جريان انتخابات فعال بود صبح ۱۳ آبان در منزلش بازداشت شد. وی چهارشنبه شب ۲۷ آبانماه از زندان آزاد شد.

محمد هاشمی عضو دفتر تحکيم وحدت نيز در ظهر روز ۱۳ آبان بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شد. ماموران وزارت اطلاعات در شب قبل از آن به منزل وی مراجعه کرده و خانه وی را تفتيش کرده بودند. در آستانه روز ۱۳ آبان به اعضای سازمان ادوار تحکيم وحدت نيز مجدداً حمله شد. در اين روز حسن اسدی زيدآبادی و محمد صادقی ۲ تن از اعضای سازمان دانش آموختگان بازداشت شدند.

فرزاد اسلامی از دانشجويان دانشگاه آزاد نيز بازداشت شد تا برای اولين بار نيروهای امنيتی نشان دهند که ديگر از اعتراضات هفتگی و گسترده دانشجويان آزاد به تنگ آمده اند. ماموران وزارت اطلاعات برای بازداشت سلمان سيما نيز به منزل وی يورش بردند اما وی در منزل نبود تا ۱۰ روز بعد او نيز برای بار دوم به زندان برود. گرچه فرزاد اسلامی با صدور وثيقه آزاد شد اما سلمان سيما همچنان در زندان و در وضعيت نگران کننده ای به سر می برد.

در کاشان ۳ دانشجوی اين شهر اميرحسين چيت ساززاده، امين حيدری و مجيد شهرابی پس از سه روز بازداشت در زندان کاشان به زندان مرکزی اصفهان منتقل شدند. اين سه دانشجو در تاريخ نهم آبان ماه در بيرون از دانشگاه توسط مامورين وزارت اطلاعات ربوده شدند.

اما بخش زيادی از بازداشت ها در شيراز و پس از اعتراضات دانشجويی در روز ۱۳ آبان صورت گرفت. بازداشت دانشجويان دانشگاه شيراز در برخی موارد همراه با ضرب و شتم توسط نيروهای لباس شخصی و با کمک نيروی انتظامی صورت گرفت.

گرچه بازداشت ها از تجمع ۱۳ آبان شروع شد اما تاکنون حتی نام برخی از بازداشت شدگان منتشر نشده است. به گزارش خبرنامه اميرکبير خبرها از بازداشت بيش از ۲۰ دانشجو در مقابل دانشگاه شيراز حکايت دارد. بنايی، جلالی، سعيد رضايی، زاهدی، ظهوريان، عارف، پورفتحی، طاهری، صفرپور و پورسلطان از جمله دانشجويانی هستند که در زندان عادل آباد در شيراز همچنان در بازداشت هستند. به همراه اين دانشجويان دکتر مسيح الله حقيقت جو نيز در زندان به سر می برد.

علی صالح پور، کاظم رضايی، يحيی طاووسی، ندا اسکندری، خديجه قهرمانی، نظری، شيروانی و باقری از ديگر دانشجويان دانشگاه شيراز نيز در زندان اطلاعات شيراز (پلاک ۱۰۰) در بازداشت به سر می برند.

با وجود تمامی اين بازداشت ها، همچنان هم فضای امنيتی سنگينی بر دانشگاه شيراز حاکم است و بازداشت ها نيز همچنان ادامه دارد. در آخرين مورد، بعد از ظهر روز سه شنبه ۲۶ آبان ماه ندا اسکندری و خديجه قهرمانی دو دانشجوی دختر دانشگاه شيراز بازداشت شدند.

پنجشنبه ۲۸ آبان، نيز موج جديدی از بازداشت ها شروع شد. عباس حکيم زاده دبير سياسی دفتر تحکيم صبح در منزلش بازداشت شد. حکيم زاده در حالی که ۱۳۴ روز از آخرين آزادی اش با وثيقه می گذشت برای سومين بار بازداشت شد.

در عصر همان روز نيز حميد قهوه چيان، احمد ميرطاهری، عليرضا زرگر، اميرکاظم پور و ياسر معصومی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی بازداشت شدند.

شب همان روز نيز نيروهای امنيتی با هجوم از قبل برنامه‌ريزی شده، دست کم هفت عضو دانشجويان و دانش‌ آموختگان ليبرال دانشگاههای ايران را بازداشت کردند. مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، عليرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سينا شکوهی و البرز زاهدی دانشجويانی بودند که در جلسه اين دانشجويان در آستانه آذرماه بازداشت شدند.

پنج شنبه شب هم دو تن از فعالين دانشجويی دانشگاه آزاد تبريز به نام‌های رسول عالی نژاد و بهروز فريدی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. بدين ترتيب تنها در روز پنج‌شنبه ۲۸ آبان حداقل ۱۵ دانشجوی در نقاط مختلف ايران بازداشت شدند.

با احتساب تمامی دانشجويان بازداشت شده طی ماه آبان در سراسر ايران، حداقل ۶۰ دانشجوی تنها در ماه آبان بازداشت شدند.

لازم به ذکر است در ۲ روز اول آذر ماه نيز حداقل ۷ دانشجو در نقاط مختلف کشور بازداشت شدند. آرش خاندل و مراد باصره از فعالين دانشجويی دانشگاه ايلام به همراه تعدادی از اعضای انجمن اسلامی اين دانشگه و همچنين پيام حيدر قزوينی، فرهاد فتحی و سعيد سکاکيان دانشجويان دانشگاه قزوين بازداشت شدند.

بی‌شک اين حجم بازداشت دانشجويان نشان از ضعف و نگرانی حکومتی است که پايگاه خود در بين مردم از دست داده و مرتبا مورد اعتراض دانشجويان قرار می گيرد.

تکميلی:
عطا عليزاده (عضو هيئت موسس انجمن اسلامی دانشجويان دانششگاه آزاد تبريز) و بهنام نيک زاد (دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد تبريز) نيز روز ۱۳ آبان بازداشت و در روز ۲۴ آبان با قرار وثيقه آزاد شدند که در اين گزارش اسامی آنان از قلم افتاده است.





تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه قزوین/ گزارش ویدئویی

24 11 2009

دانشجویان دانشگاه بین‌المللی قزوین در اعتراض به بازداشت فعالان دانشجویی دیروز در این دانشگاه تجمع کردند: